موسیقی فیلم نه تنها همراهِ تصاویر، بلکه روحی در کالبد سکانسهاست که میتواند حتی فراتر از فیلم در حافظه جمعی جاودانه شود. تاریخچه این هنر در ایران از تجربیات اولیه سپنتا آغاز شده و با آثار استادانی چون مرتضی حنانه و اسفندیار منفردزاده به رسمیت رسیده است. با وجود فراز و نشیبهای تکنولوژیک در دهههای اخیر، استقلال و استحکام موسیقی در کنار سینما، همچنان عاملی حیاتی برای برانگیختن زیباییشناسی و قضاوت صحیح مخاطب نسبت به آثار سینمایی است.
فیلم سینمایی «رها» (با نام بینالمللی موهای دخترم) به کارگردانی حسام فرهمند و بازی شهاب حسینی، در ادامه موفقیتهای جهانی خود به چهل و چهارمین جشنواره معتبر «فلیکرز رود آیلند» آمریکا و بیست و دومین فستیوال «آلتین منبر» کازان روسیه راه یافت.
موسیقی فیلم نه تنها همراهِ تصاویر، بلکه روحی در کالبد سکانسهاست که میتواند حتی فراتر از فیلم در حافظه جمعی جاودانه شود. تاریخچه این هنر در ایران از تجربیات اولیه سپنتا آغاز شده و با آثار استادانی چون مرتضی حنانه و اسفندیار منفردزاده به رسمیت رسیده است. با وجود فراز و نشیبهای تکنولوژیک در دهههای اخیر، استقلال و استحکام موسیقی در کنار سینما، همچنان عاملی حیاتی برای برانگیختن زیباییشناسی و قضاوت صحیح مخاطب نسبت به آثار سینمایی است.
«سینمای کودک ایران پیش از انقلاب، با حمایت کانون پرورش فکری، به بستری برای درخشش نوابغی چون کیارستمی و نادری تبدیل شد. آثاری ماندگار نظیر «سازدهنی»، «مسافر»، «یک اتفاق ساده» و «شهر قصه» با عبور از کلیشههای تجاری، مفاهیم عمیق اجتماعی و انسانی را با زبان ساده روایت کردند. این دوران طلایی که با انیمیشنهای آوانگارد اساتیدی چون زرینکلک و ممیز همراه بود، هویت سینمای اندیشمند ایران را در سطح جهانی تثبیت کرد و میراثی ماندگار برای هنر هفتم بر جای گذاشت.»
«بیتا فرهی، از زنان تأثیرگذار و نماد زن روشنفکر در سینمای ایران بود. او با نقشآفرینی ماندگار در نقش «مهشید» در فیلم «هامون» و درخشش در فیلم «بانو» به کارگردانی داریوش مهرجویی، جایگاه ویژهای در سینمای دهه ۷۰ پیدا کرد. همبازی شدن او با زندهیاد خسرو شکیبایی، تصاویری فراموشنشدنی را در تاریخ سینما ثبت کرد. فرهی در ادامه مسیر حرفهای خود با کارگردانان بزرگی چون مسعود کیمیایی و بهمن فرمانآرا همکاری کرد و در سریالهای محبوبی مانند «ولایت عشق» نیز خوش درخشید.»
تاریخ طراحی پوستر فیلم در ایران با ورود سینما به کشور گره خورده است. اولین آگهی نمایش فیلم در مهر ۱۲۸۶ (روزنامه حبلالمتین) و نخستین پوستر شناختهشده در پاییز ۱۲۸۸ برای سینما فاروس منتشر شد. با آغاز تولیدات داخلی، فیلمهایی نظیر «آبی و رابی» و «دختر لر» (طراحیشده در بمبئی) پیشگام داشتن پوسترهای اختصاصی شدند. پس از این دوره تاریخی بود که خطاطان و نقاشان ایرانی مستقلاً وارد میدان شدند و طراحی حرفهای پوستر برای سینمای ملی را آغاز کردند.
«سینمای ایران در گذر از ۱۲۴ سال تاریخ خود، تحولات تکنولوژیک شگرفی را تجربه کرده است. از ورود اولین دوربین توسط مظفرالدینشاه تا انقلاب دیجیتال در دهه ۸۰، فناوری همواره محرک تغییر در ساختار فیلمسازی بوده است. آثاری همچون «بوتیک» با شکستن سد دوربینهای دیجیتال، «دوئل» با ورود صدای دالبی، و «به وقت شام» با جلوههای بصری پیشرفته، مرزهای تولید را جابجا کردند. امروزه استفاده خلاقانه از فناوریهای نوین در فیلمهایی مانند «سرخپوست»، ثابت کرده است که میتوان با کاهش هزینهها، قصههایی با استانداردهای بینالمللی روایت کرد و سینمای ایران را به ویترینهای جهانی رساند.»
سینمای کودک ایران در دهه ۶۰، مسیری پرفراز و نشیب را از شکست انیمیشن «ابراهیم در گلستان» تا ظهور شاهکار امیر نادری طی کرد. فیلم «دونده» به تهیهکنندگی کانون پرورش فکری، نه تنها ساختار سینمای کودک را متحول کرد، بلکه با تدوین بهرام بیضایی و درخشش مجید نیرومند در نقش «امیرو»، به اولین فیلم ایرانی پس از انقلاب تبدیل شد که توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این اثر با دریافت جوایز بینالمللی از نانت و سنگاپور، نمادی از خودباوری و ایستادگی نوجوان ایرانی شد و سینمای نوین ایران را به بازارهای جهانی معرفی کرد.
«داستان ورود سینما به ایران، روایتی جذاب از تقابل سنت و مدرنیته است. برخلاف تصور عموم، اولین سینمای عمومی ایران در سال ۱۲۷۹ شمسی با نام «سینما سولی» (خورشید) توسط کاتولیکها در تبریز راهاندازی شد. همزمان، مظفرالدین شاه با آوردن سینماتوگراف از فرانسه، پای این جادو را به تهران باز کرد. از سینمای یکماههی «صحافباشی» که قربانی تعصبات شد، تا صفهای طولانی مردم جلوی عکاسخانه «روسیخان» و خوردن بستنی رایگان هنگام تماشای فیلم در کافه بولوارد؛ این مسیر پرفراز و نشیب، سنگبنای صنعت سینمای امروز ایران را شکل داد.»
«فریماه فرجامی، ستاره بیتکرار و صاحبسبک سینمای ایران، با چهرهای مینیاتوری و بازیهای قدرتمند، استانداردهای بازیگری زن را در دهههای ۶۰ و ۷۰ تغییر داد. او که فعالیت هنری را از تئاتر و رادیو آغاز کرده بود، برای درخشش در فیلم «پرده آخر» برنده سیمرغ بلورین جشنواره فجر شد. اما شاید ماندگارترین تصویر او، نقش پیچیدهی «آفاق» در شاهکار «نرگس» باشد؛ زنی که تضادهای عشق و رنج را استادانه به تصویر کشید. فرجامی که نخستین بازیگر زن با دستمزد بالاتر از مردان در دوران خود بود، با آثاری چون «سرب»، «مادر» و «خط قرمز»، نام خود را به عنوان یکی از زنان تأثیرگذار تاریخ سینمای ایران جاودانه کرد.»
