موسیقی فیلم نه تنها همراهِ تصاویر، بلکه روحی در کالبد سکانسهاست که میتواند حتی فراتر از فیلم در حافظه جمعی جاودانه شود. تاریخچه این هنر در ایران از تجربیات اولیه سپنتا آغاز شده و با آثار استادانی چون مرتضی حنانه و اسفندیار منفردزاده به رسمیت رسیده است. با وجود فراز و نشیبهای تکنولوژیک در دهههای اخیر، استقلال و استحکام موسیقی در کنار سینما، همچنان عاملی حیاتی برای برانگیختن زیباییشناسی و قضاوت صحیح مخاطب نسبت به آثار سینمایی است.
فیلم سینمایی «رها» (با نام بینالمللی موهای دخترم) به کارگردانی حسام فرهمند و بازی شهاب حسینی، در ادامه موفقیتهای جهانی خود به چهل و چهارمین جشنواره معتبر «فلیکرز رود آیلند» آمریکا و بیست و دومین فستیوال «آلتین منبر» کازان روسیه راه یافت.
مراسم اختتامیه سومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه سون اسکایز با حضور هنرمندان و اعضای هیئت داوران در پردیس سینمایی زیما مال برگزار شد. در این مراسم، ضمن سخنرانی شهاب حسینی درباره چشمانداز سینمای مستقل، برگزیدگان بخشهای مختلف رقابتی ایران و بینالملل معرفی شدند و تندیسهای رسمی جشنواره به آثار برتر اهدا گردید.
فیلم «رها» به کارگردانی حسام فرهمند با حضور در جشنواره بینالمللی ریندنس ۲۰۲۶، سنت اصیل و درامهای پرتعلیق سینمای ایران را به نمایش گذاشت. داستان فیلم از یک بحران ساده و روزمره یعنی سرقت یک لپتاپ آغاز میشود و لایهلایه فشاری نفسگیر بر یک خانواده کمدرآمد سوار میکند. بازی درخشان و باشکوه شهاب حسینی در نقش پدر خانواده، در کنار فیلمنامهای پرپیچوخم، این اثر مستقل را به یکی از بهترین کشفهای سینمایی امسال تبدیل کرده است.
مسیر سینمایی آغاز شد و جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه سون اسکایز رسماً از تریلر رسمی آثار برگزیده سومین دوره خود رونمایی کرد. این تریلر نگاهی اختصاصی به برنامه رقابتی امسال دارد و مجموعهای برگزیده از فیلمهای مستقل برجسته در ژانرهای داستانی، انیمیشن و تجربی را از فیلمسازان سراسر جهان به تصویر میکشد. در حالی که جشنواره ذهنهای درخشان پشت این آثار را تحسین میکند، شور و هیجان برای فینال بزرگ رو به افزایش است. تقویم خود را برای مراسم اختتامیه، اعلام جوایز و شبکهسازی حرفهای میان تهیهکنندگان و توزیعکنندگان سینما علامتگذاری کنید.
به بهانه پانزده سالگی فیلم «جدایی نادر از سیمین»، وبسایت گلدنگلوب در یادداشتی تحلیلی به مرور میراث جهانی این اثر و بازی فراموشنشدنی شهاب حسینی پرداخته است.
«سینمای کودک ایران پیش از انقلاب، با حمایت کانون پرورش فکری، به بستری برای درخشش نوابغی چون کیارستمی و نادری تبدیل شد. آثاری ماندگار نظیر «سازدهنی»، «مسافر»، «یک اتفاق ساده» و «شهر قصه» با عبور از کلیشههای تجاری، مفاهیم عمیق اجتماعی و انسانی را با زبان ساده روایت کردند. این دوران طلایی که با انیمیشنهای آوانگارد اساتیدی چون زرینکلک و ممیز همراه بود، هویت سینمای اندیشمند ایران را در سطح جهانی تثبیت کرد و میراثی ماندگار برای هنر هفتم بر جای گذاشت.»
«سینمای ایران در گذر از ۱۲۴ سال تاریخ خود، تحولات تکنولوژیک شگرفی را تجربه کرده است. از ورود اولین دوربین توسط مظفرالدینشاه تا انقلاب دیجیتال در دهه ۸۰، فناوری همواره محرک تغییر در ساختار فیلمسازی بوده است. آثاری همچون «بوتیک» با شکستن سد دوربینهای دیجیتال، «دوئل» با ورود صدای دالبی، و «به وقت شام» با جلوههای بصری پیشرفته، مرزهای تولید را جابجا کردند. امروزه استفاده خلاقانه از فناوریهای نوین در فیلمهایی مانند «سرخپوست»، ثابت کرده است که میتوان با کاهش هزینهها، قصههایی با استانداردهای بینالمللی روایت کرد و سینمای ایران را به ویترینهای جهانی رساند.»
سینمای کودک ایران در دهه ۶۰، مسیری پرفراز و نشیب را از شکست انیمیشن «ابراهیم در گلستان» تا ظهور شاهکار امیر نادری طی کرد. فیلم «دونده» به تهیهکنندگی کانون پرورش فکری، نه تنها ساختار سینمای کودک را متحول کرد، بلکه با تدوین بهرام بیضایی و درخشش مجید نیرومند در نقش «امیرو»، به اولین فیلم ایرانی پس از انقلاب تبدیل شد که توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این اثر با دریافت جوایز بینالمللی از نانت و سنگاپور، نمادی از خودباوری و ایستادگی نوجوان ایرانی شد و سینمای نوین ایران را به بازارهای جهانی معرفی کرد.
«بهرام بیضایی، کارگردان، نویسنده و پژوهشگر بیبدیل فرهنگ و هنر ایران، در ۸۷ سالگی و دور از وطن چشم از جهان فروبست. او که با خلق شاهکارهایی همچون «باشو، غریبه کوچک»، «مرگ یزدگرد» و «مسافران»، استانداردهای سینما و تئاتر ایران را ارتقا داد، همواره در برابر سانسور و حذف تاریخ ایستادگی کرد. بیضایی با پژوهشهای سترگی مانند «نمایش در ایران»، ریشههای هویت ملی را زنده نگاه داشت. مهاجرت ناگزیر او به دانشگاه استنفورد، نتیجه سالها محدودیت بود، اما پیوندش با ایران هرگز گسسته نشد. این یادداشت، ادای دینی است به مردی که همواره میگفت: مذهب من فرهنگ است.»
