تاریخچه اولین سینمای ایران؛ از «سینما سولی» تبریز تا خیابان چراغ گاز تهران
شاید تصور کنید که داستان سینما در ایران از پایتخت شروع شد، اما تاریخ چیز دیگری میگوید. اولین سینمای ایران ۱۲۲ سال پیش، نه در تهران، بلکه در تبریز و توسط کاتولیکهای فرانسوی متولد شد. سینما که روزگاری «اسباببازی ملوکانه» محسوب میشد، مسیری پرفراز و نشیب را طی کرد تا از اندرونی کاخ شاهان قاجار به سالنهای عمومی برسد. در این مقاله از سون اسکایز (Seven Skies)، به بررسی پیدایش هنر هفتم در ایران و سرنوشت عجیب اولین سالنهای نمایش فیلم میپردازیم.
تولد سینما در تبریز: ظهور و غروب «سینما سولی»
در سال ۱۲۷۹ شمسی (۱۹۰۰ میلادی)، درست ۵ سال پس از اختراع سینما توسط برادران لومیر، تبریز میزبان اولین سالن سینمای عمومی ایران شد.
این سینما که «سینما سولی» (Soleil) به معنای «خورشید» نام داشت، توسط کاتولیکهای فرانسوی در محله پاساژ تبریز (نزدیک چهارراه شریعتی/شهناز کنونی) تأسیس شد.
چرا سینما سولی تعطیل شد؟
این سالن کوچک با گنجایش تنها ۱۰۰ نفر، سرنوشت غمانگیزی داشت. با وجود استقبال اولیه، دو عامل اصلی باعث تعطیلی آن در سال ۱۲۹۵ شدند:
- عدم دسترسی به فیلمهای جدید خارجی (به دلیل شرایط جنگ جهانی اول و مشکلات حملونقل).
- عدم تولید فیلم فارسی در آن زمان.
امروزه متأسفانه هیچ نشانی از ساختمان این سینمای تاریخی باقی نمانده است.
ورود سینماتوگراف به تهران: سوغات مظفرالدین شاه
همزمان با فعالیت سینما در تبریز، مظفرالدین شاه قاجار در یکی از سفرهایش به فرانسه، شیفتهی دستگاه جادویی «سینماتوگراف» شد و دستور خرید اولین دوربین فیلمبرداری را صادر کرد. این اتفاق، سرآغاز ورود رسمی سینما به دربار ایران بود.
نخستین سینماهای تهران؛ از مخالفتها تا صفهای طولانی
درست دو سال پیش از فرمان مشروطیت، پای سینما به خیابانهای تهران باز شد، اما نه بدون دردسر.
۱. سینمای صحافباشی (عمر کوتاه یکماهه)
در ماه رمضان سال ۱۲۸۳ شمسی، ابراهیمخان صحافباشی (از مشروطهخواهان روشنفکر) اولین سالن سینمای تهران را در اول خیابان چراغ گاز افتتاح کرد.
- چالشها: جامعه سنتی آن زمان، نمایش تصاویر متحرک (بهویژه شایعاتی درباره عکس زنان روی دیوار) را برنمیتابید.
- نتیجه: عمر این سینما تنها یک ماه (رمضان) بود و به دستور مظفرالدین شاه تعطیل شد.
۲. سینمای روسیخان و آغاز استقبال مردم
مدتی بعد، مهدی روسیخان (از خدمه دربار) نمایش فیلم را در عکاسخانهاش در خیابان فردوسی آغاز کرد. استقبال مردم به حدی بود که او مجبور شد مغازه خیاطی مجاور را اجاره کرده و با چیدن چند نیمکت، یک سالن واقعی تأسیس کند.
گسترش سینما: از حیاط دارالفنون تا کافه بولوارد
با شکسته شدن تابوی اولیه، مکانهای جدیدی به نمایش فیلم اختصاص یافتند:
- قهوهخانه زرگرآباد: در خیابان چراغ گاز.
- حیاط مدرسه دارالفنون: که عصرها میزبان دوستداران سینما بود.
- کافه بولوارد: واقع در باغی در لالهزار.
جالب است بدانید در کافه بولوارد، لذت تماشای فیلم با پذیرایی رایگان بستنی یا فالوده همراه بود؛ استراتژی هوشمندانهای که باعث شد سینما کمکم به تفریحی عمومی تبدیل شود و راه را برای تأسیس سینماهای مدرن و مستقل هموار کند.



