ریشههای سینمای اندیشمند کودک در ایران
ریشههای سینمای اندیشمند کودک در ایران به دورانی بازمیگردد که کانون پرورش فکری، نوابغی همچون کیارستمی، بیضایی و نادری را گرد هم آورد تا آثاری فراتر از سرگرمی خلق کنند. در این گزارش از سون اسکایز (Seven Skies)، چهار ستون اصلی این سینما پیش از انقلاب را بازخوانی میکنیم.
۱. روایت مبارزه و اشتیاق در «سازدهنی» و «مسافر»
امیر نادری در سال ۱۳۵۲ با فیلم «سازدهنی»، یکی از عمیقترین استعارههای سینمایی درباره قدرت و بهرهکشی را در جنوب ایران خلق کرد. داستان امیرو که برای لحظهای نواختن سازدهنی، حاضر به کولی دادن به عبدلو میشود، روایتی تکاندهنده از طغیان علیه ستم است. در همان دوران، عباس کیارستمی با فیلم «مسافر»، دوربین خود را به ملایر برد تا عشق کورکورانه یک نوجوان به فوتبال و پرسپولیس را به تصویر بکشد. کیارستمی با دوری از المانهای تجاری، موفق شد اشتیاقی انسانی را روایت کند که هنوز پس از دههها در میان نوجوانان ایرانی زنده است.
۲. رئالیسم تلخ و درخشش انیمیشنهای کانون
سهراب شهیدثالث با فیلم «یک اتفاق ساده»، دریچهای نو به روی سینمای ایران گشود. او با روایتی موج نویی از زندگی محمد زمانی، دانشآموزی که میان فقر خانواده و درس خواندن گرفتار شده، تصویری واقعی و تلخ از طبقه کارگر ارائه داد که با فانتزیهای رایج سینمای آن زمان فاصله داشت. در کنار این آثار، نباید از دوران طلایی انیمیشن ایران غافل شد. هنرمندانی چون نورالدین زرینکلک، مرتضی ممیز و علیاکبر صادقی، با خلق انیمیشنهای کوتاه در کانون، استانداردهای هنری ایران را به سطح اول جشنوارههای جهانی رساندند.
۳. تمثیلهای نمایشی در «شهر قصه»
بیژن مفید با نمایشنامه و منوچهر انور با فیلم «شهر قصه»، رویدادی بزرگ در فرهنگ ایران رقم زدند. این اثر تمثیلی که بازیگرانش جانوران بودند، با بهرهگیری از ترانههای عامیانه، تضاد میان سنت و مدرنیته را به چالش کشید. «شهر قصه» با شخصیتهایی چون خاله سوسکه، فیل و روباه، توانست همزمان کودکان را سرگرم و بزرگسالان را به تفکر وادارد؛ اثری که ماسکهای ماندگار آن امروزه بخشی از گنجینه موزه فرهنگ کودکی است.
سینمای کودک پیش از انقلاب، میراثی از نبوغ و جسارت است که ثابت کرد با زبان هنر میتوان عمیقترین مفاهیم اجتماعی را به سادهترین شکل روایت کرد.


